13 März 2026
جنگ سرنوشت نیست. جنگ یک انتخاب است.
و هر کسی که آن را بپوشاند، توجیه کند یا کماهمیت جلوه دهد، در آن همدست است.
جنگ از آسمان نمیافتد. جنگ یک رویداد طبیعی مانند تگرگ، خشکسالی یا زلزله نیست. جنگ آماده، مطلوب، پذیرفته، مدیریت شده، در زبان بستهبندی میشود و بر اساس اخلاق فروخته میشود. ابتدا در سخنرانیها. سپس در تصاویر. سپس در خانهها. سپس در محمولههای اسلحه. سپس در ویرانهها. سپس در کیسههای اجساد. هر کسی که وانمود کند جنگ فقط با اولین ضربه آغاز میشود، یا به دیگران یا به خودشان دروغ میگوید.
جنگ خیلی قبل از آن شروع میشود. از جایی شروع میشود که مردم دیگر واضح صحبت نمیکنند. جایی که تشدید جنگ به „مسئولیت“ تبدیل میشود. جایی که تجدید تسلیحات به „امنیت“ تبدیل میشود. جایی که مبارزات قدرت ژئوپلیتیکی به „دفاع از ارزشها“ تبدیل میشود. جایی که کودکان مرده به „خسارت جانبی“ تبدیل میشوند. جنگ همیشه به زبانی نیاز دارد که آن را از بوی جرم پاک کند. دقیقاً به همین دلیل است که زبان واضح در زمان جنگ مسئله سبک نیست، بلکه یک تعهد اخلاقی است.
…. ….. …..
جنگ همیشه قلب یک جامعه را میبلعد. هرگز فقط «آنجا» باقی نمیماند. هر کسی که جنگ را در ظاهر سازماندهی میکند، سازوکار درونی آن جامعه را نیز تغییر میدهد. آنها به کنترل بیشتر، اطاعت بیشتر، تبلیغات بیشتر، تصاویر دشمن بیشتر، نظارت بیشتر، محدودیتهای بیشتر، استانداردسازی بیشتر زبان نیاز دارند. بنابراین جنگ هرگز فقط نبردی در خطوط مقدم نیست، بلکه همیشه حملهای به حقیقت، آزادی و تفکر انتقادی در داخل کشور خود نیز هست. هر کسی که این را نفهمد، جنگ را فقط به عنوان یک تصویر تلویزیونی میبیند، نه به عنوان شکلی از سلطه.
…. ….. …..
و نه: هیچ رویهی پاکی برای جنگ وجود ندارد. منافع، تبلیغات، بلوکهای قدرت، اهداف استراتژیک، سودجویان اقتصادی و تودههای انسانی وجود دارند. هر کسی که هنوز در این شرایط با منطق کودکانهی خیر و شر عمل کند، به ابزاری برای کسانی تبدیل میشود که دقیقاً به این سادهسازی نیاز دارند. این بدان معنا نیست که همه چیز مثل قبل است. فقط به این معنی است که کودکصفتی اخلاقی هرگز قطبنمای قابل اعتمادی در زمان جنگ نبوده است.
جنگ اجتنابناپذیر نیست. آنچه اجتنابناپذیر است این است که جوامع بزدل تا زمانی که به خود اجازه دهند با عبارات پوچ، ترس و فشار اخلاقی گروهی هدایت شوند، بارها و بارها آن را فعال خواهند کرد. به همین دلیل است که ما به افرادی نیاز داریم که نه تنها تحت تأثیر قرار نمیگیرند، بلکه صحبت میکنند. زود، واضح، ناخوشایند، دقیق. نه تنها وقتی همه چیز در حال ویرانی است.
هر کسی که امروز هنوز به دنبال بهانه است، مشکل را نفهمیده است.
هر کسی که امروز هنوز بهانه میآورد، نمیخواهد تصمیمی بگیرد.
هر کسی که امروز هنوز از زبان برای جلوه دادن جنگ استفاده میکند، جزو آدمهای خوب نیست، بلکه جزو کارگزاران بدبختی است.
جنگ همان چیزی است که هست: استثمار سازمانیافته انسان در خدمت منافعی که تقریباً هرگز منافع کسانی که هزینه آن را پرداخت میکنند، نیست.
و هر کسی که این را بفهمد، دیگر حق بیطرفی راحت را ندارد.
(اختلال و تأثیر)



Hinterlasse einen Kommentar